بالاخره جنگ و ستیز بنده با این دانشگاه به پایان رسید و اینجانب موفق به کسب مدرک تحصیلی شدم !!!
به امید خدا اول دی ماه به خدمت سربازی میرم ، برای همین موضوع هم مدتی بود که پیدام نبود !!! ![]()
و البته مدتی دیگه هم اثری از من نخواهید یافت ...
به امید دیداری دوباره در وبگاه دانشگاه من ، ببخشید دانشگاه قبلی من !!! ![]()
دانشجوهای از همه جا بیخبر هم دوباره نشستن خوندن و روز بیستم رفتن برای آزمون مجدد،اما کاشف به عمل اومد که امتحان دومشون هم خارج از سر فصل های اعلام شده بوده یعنی از حذفیات سوال اومده !!!
چند شب پیش داشتم شبکه چهار رو نگاه میکردم که توی یه زیر نویس خوندم این امتحان آمار دوباره میخواد برگزار بشه حالا یا توی همین تابستان و یا اضافه بر سقف انتخاب واحد در ترم بعد !!!
حالا من به دوبار اشتباه برگزار شدن این امتحان کاری ندارم که خودش نشون دهنده ی وضعیت اینجاست، دلم به حال این دانشجوهای رشته ی علوم اجتماعی میسوزه، برای اینکه رشته ی علوم اجتماعی زیر شاخه ی علوم انسانیه و این عزیزان باید درس آمار رو که من دیدم خوندنش چقدر براشون سخته رو سه باره بخونن که شاید حالا پاس بشه!!!
اگر بخوایم مثبت نگاه کنیم قصد مسئولین قوی کردن پایه ی ریاضیات و آمار این دوستان بوده که به حمدالله موفق شدن بعد از سه بار خوندن این کتاب !!!
امیدوارم اگر امتحان داشتین مثل من موفق شده باشین ...
اگر هم به سلامتی فارق شدین از تحصیل توی زندگیتون موفق باشین ...
مدتی بود که به خاطر امتحانات بروز نمیشدم ... !!!
داریم یواش یواش به انتهای راه پیام نور میرسیم ...
گفتم چند وقته از پیام نور انتقاد نکردم ، انتقاد خونم اومده پایین بیام یکم انتقاد کنم سبک یشم!!!
ولی از شوخی گذشته باید از مسئولین دانشگاه برای برگزاری منظم امتحانات تشکر کنم ... نمردیم و دیدیم که یک ترم توی این دانشگاه امتحانات منظم برگزار شد !!!
توی سایت دانشگاه خوندم که پیام نور گلستان در برگزاری امتحانات ترم پیش رتبه ی سوم رو آورده و رئیس دانشگاه گرگان به رئیس دانشگاه کل استان تبریک گفته ... منم از همین جا به آقا احسان که نویسنده ی این وبلاگ هستش تبریک میگم !!!
خودمون به خودمون تبریک بگیم حال میده هاااااااا
راستی هم دانشگاهی های عزیزم موافق هستین با این انتقاد من،که هوای گرم مکان امتحان روی بازدهی امتحانتون تأثیر گذاشته بود؟
چند ساله که داریم داد میزنیم که آقا خام بودیم پخته شدیم سوختیم ولی گوشی نیست که بدهکار باشه !!!
البته قبلا هم توضیح دادم که خام بودنش واسه قبل امتحانه پخته شدن واسه حین امتحانه و سوختن واسه وقتی که نمره رو میگیری !!!
راستی چرا بین امتحانا اینقدر فاصله افتاده؟
کدوم دانشگاه رو دیدین که یک ماه طول بکشه امتحاناشون ؟!!
از ۱۷ خرداد تا ۱۴ تیر ...اگرم رشته صنایع باشی یا علوم اجتماعی که سوالاتون اشتباه اومده باشه و قرار باشه ۲۰ تیر دوباره امتحان بدین میشه یک ماه و سه روز !!!
حرف برای گفتن بسیاره ولی میزاریم برای دفعه ی بعد!!!
برای همتون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم ![]()
ر وز مادر یعنی به تعداد روزهای گذشته تو، صبوری
روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ، دلواپسی !
روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !
روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد !
روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر را گرفتن ...
گفتم بزارمش شاید شما هم مثل من تعجب کنین !!! ![]()
این که اسم پست رو گذاشتم بیچاره ما واسه اینه که من ورودی سال ۸۵ دانشگاه پیام زورم ... حالا خودتون با دیدن این عکسایی که گذاشتم میفهمین که چرا میگم بیچاره ماااااااا !!!
اول عکس های زیر رو با دقت ببینین !!!





امیدوارم فقط تونسته باشین عکس ها رو کامل ببینین ...
به شهریه ثابت که از اسمش معلومه که باید برای هر ورودی هر سالی ثابت باشه و توی پیام زور اینطوری نیست کاری ندارم ... به افزایش چشمگیره شهریه ها (هم ثابت و هم متغیر) هم کاری ندارم ... خودتون دقت کردید که بین ورودیه سال ۷۴ و سال ۸۹ چقدر اختلاف وجود داره دیگه ؟؟؟ ... اینو میشه گذاشت به حساب تورم و ...
آخه ۱۵ سال گذشته دیگه !!!
ولی نکته ی قابل توجه از سال ۸۵ به بعد شروع میشه !!!
انگار از ما ورودی های ۸۵ به بعد چیزتر پیدا نکردن که هر سال با تغییر شهریه ما هم باید شهریه رو اضافه تر پرداخت کنیم !!!
اگه دوباره به عکسها نگاه کنین میبینین که تا قبل از سال ۸۵ شهریه هر سال با شهریه سالهای قبلش محاسبه میشده ولی از سال ۸۵ به بعد با سال بعدش !!!!!!!!!!!!!
اینم از شانس ماست دیگه !!!
کلا خودتون ببینین و قضاوت کنین!!!
از قدیم گفتن آن چیز که عیان است چه حاجت به بیان است !!!
حالا شاید بعضی از دوستانی که در زمینه ی پیام زور مثل من خبره شدن از من ایراد بگیرن که احسان جان اون بالا نوشته دوره های فراگیر ، تو که رسمی بودی چرا اعتراض میکنی !!!
قابل توجه این دوستان باید بگم ، درسته که ما از طریق کنکور سراسری وارد دانشگاه شدیم ولی واسه ی ما هم همین آش است و همین کاسه !!!
ما هم از سال ۸۵ به بعد به جای اینکه به پشت سر نگاه کنیم داریم به جلو رومون نگاه میکنیم !!!
فقط فرق ما با فراگیر ها در همینه که اونا یک مقدار بیشتر از ما بدبختن !!! ![]()
باز بیچاره تر از ما این ورودی های ۸۹ به بعدا که معلوم نیست دانشگاه واسه سالهای آینده چه خوابی براشون دیده !!!
به شهریه متغیرشون نگاه انداختین دیگه ؟؟؟!!!
در اصل این بدبخت و بیچاره که میگم نیستیما ولی خودمون هستیم !!! ![]()
![]()
![]()
منم مثل دانشگاه ضد و نقیض حرف میزنم ... کی به کیه اینجا !!!
اوه تا موضوع حراستی نشده بهتره بس کنم!!!

دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن ... گوشم را مکش … جریمه ام مکن … امتحان سخت مگیر
اما اکنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه ام بکن .. امتحان سخت بگیر
فقط مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان . . .
معلم و استاد عزیزم ، روزت مبارک ... ![]()
![]()
![]()
بنا بر اتفاق کلاسم طبقه ی دوم دانشگاه بود ... وقتی داشتم به سمت کلاسم میرفتم دیدم یکی از همون کمد ها روی دیوار اون طبقه هم نصب شده ... کنجکاو شدم ، رفتم جلو ببینم چیه !!!
وااااااااااااااااااااااااااااای خدااااااااااااااااا
اون سیم هایی که گفتم از کمد بیرون بود شارژر موبایل بود !!!

از هر نوع گوشی چندتا شارژر گذاشته بودن و میشد گوشیتو بزنی به شارژ که شارژ بشه !!!
به خودم گفتم به به چه حرکته جالب و خوبی !!!
از پیام زور بعید بود !!!
از تمام عزیزانی که باعث و بانی همچین اقدامی بودن تشکر میکنم !!! ![]()
![]()
![]()
دیروز برای اولین بار به غرفه ی انجمن توی نمایشگاه سر زدم و اونقدر برام جالب بود که نشستم و تا آخر صحبت های دکتر مومنی رو که در مورد وبلاگ نویسی بود با جون و دل گوش دادم و فکر میکنم یکی از اون افرادی که آقای نصیبی توی وبلاگشون گفتن که با ذوق و شوق به صحبت های دکتر گوش میدادن خوده بنده بودم ![]()
یادمه چند وقت پیش از علی آقای نصیبی خواستم منو یه مقدار در زمینه ی وبلاگ نویسی راهنمایی کنن ولی از قرار معلوم یادشون رفته بود ... فکر کنم اونقدر طولش داد تا نمایشگاه باز بشه تا من اون راهبردها رو از زبان دکتر مومنی بشنوم !!! ![]()
البته خودشونم دیروز حضور داشتن و تا دلتون بخواد دکتر از وبلاگشون تعریف کرد... البته همه ی گرگان دوستها میدونن که ایشون و وبلاگشون (و البته کتاب چمبولک) لیاقت این همه تعریف رو دارن !!!
از دیروز تا حالا خیلی تغییرات توی وبلاگم دادم که همشون به توصیه ی آقای دکتر مومنی بود ...
حالا بگردین دنبال تغییرات !!! ![]()
پی نوشت ۱ : از همه دوستانی که وبلاگ بنده رو لطف میکنن و میخونن میخوام که یک سری هرچند کوتاه به وبلاگ گرگان ما که نویسنده اش علی آقای نصیبی هستش بزنن تا بهتر با گرگان من و ما آشنا بشن !!!
پی نوشت ۲ : مطمئن باشید فردا رو برای بازدید از غرفه ی انجمن از دست نمیدم ... میخوام اگر وقت به منم رسید یکی از خاطرات وبلاگ نویسیم رو برای بچه های گرگان دوست تعریف کنم !!!
در ضمن فردا روز آخره اگه تا امروز سری نزدید،شما هم فردا رو از دست ندین !!! ![]()
قابل توجه دوستانی که به تغییر پیدا کردن شیوه برگزاری امتحانات به طور کاملا تستی اعتراض داشتن و این خبر رو کذب اعلام میکردن ...
این سه تا عکس رو گذاشتم که مربوط به لیست اعلام منابع درسی در سال جدید مربوط به رشته ی خودمه !!!
به علامت های قرمز که در کنار بعضی از دروس هست توجه کنین ... امتحانات این واحدها تا ترم پیش تستی- تشریحی بود ولی این ترم به تستی کامل تبدیل شده !!!
خودتون قضاوت کنین که این پیام زور که میگم کجاست ...؟؟؟
یک نکته ی جالب تر هم در این عکس ها هست و اونم تاریخ اعمال قانون هستش که در قسمت بالای عکس نوشته شده و مربوط به ترم اول سال 88 است ... این قسمت رو دیگه خودتون برین توی سایت پیام نور نگاه کنید !!!




عجب آب گِل آلودی
برو ای آنکه از آزار مستان مست و خوشنودی
برو ای آنکه در اندیشه ی آزار من بودی
هر آنکس می کند برپای آتش را
کند در چشم خود دودی
عجب آب گِل آلودی
....
درآن اندیشه بودی تا مرا رسوا کنی اما
چه غوغایی به پا کردی ، چه گردابی ، عجب آب گِل آلودی
....
بدم خواندی ، بدم خواندی
گهی دیو و ددم خواندی
گه دیندار و گه مرتدم خواندی
نکردی ارزشم را کم
که حتی بر من افزودی
عجب آب گِل آلودی
...
اگرچه مستم ، اما مست باهوشم
من آن آتشفشان هستم که خاموشم
همایم من ، همایم من
که فرزند خدایم من
مکن هرگز فراموشم
عجب آشفته بازاری ، عجب سودی ، عجب آب گِل آلودی